الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

51

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) آه از اين دنيا ! و دور باد اين زندگى در حالى كه دنيا بر كسى همچون فرزند رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و ريحانهء آن حضرت ، تنگ مىشود و امواج غمها او را دست به دست مىكنند و نمىداند كه به كجا برود و به كجا روى آورد ؛ زيرا خبرهايى دريافت داشته است كه يزيد ستمگر به مأمورانش دستور داده او را ترور كنند هر چند به پرده‌هاى كعبه آويزان شده باشد . ( 2 ) سبط پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله يقين پيدا كرده بود كه يزيد او را به حال خود نخواهد گذاشت و حتما خونش را خواهد ريخت و حرمتش را خواهد شكست و اين مطلب را در موارد بسيارى بيان فرموده بود ، از آن جمله : 1 - « جعفر بن سليمان ضبعى » روايت كرده كه آن حضرت عليه السّلام فرمود : « به خدا مرا رها نخواهند كرد تا اين خون را - در اين حال به قلب شريفش اشاره نمود - از درونم خارج كنند و هرگاه اين كار را بكنند ، خداوند كسى را بر آنها مسلط مىكند كه آنان را ذليل سازد تا آنجا كه از كهنهء كنيزان هم خوارتر شوند » « 1 » . 2 - امام عليه السّلام به برادرش « محمد بن حنفيه » فرمود : « اگر وارد لانهء يكى از اين خزندگان شوم ، مرا خارج خواهند ساخت تا بكشند » « 2 » . 3 - « معاوية بن قره » روايت كرده كه حضرت حسين عليه السّلام فرمود : « به خدا ! به من ستم مىكنند آن‌گونه كه بنى اسرائيل در روز شنبه ، ستم كردند » « 3 » .

--> ( 1 ) ابن كثير ، تاريخ 8 / 169 ، ابن عساكر ، تاريخ 14 / 216 . ( 2 ) بحار 44 / 375 . ( 3 ) ابن عساكر ، تاريخ 14 / 216 ، ابن كثير ، تاريخ 8 / 169 .